تبليغاتX
چاردیواری

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

چاردیواری

اي واي در اين دار فنا خستگيه ما چيزي نبود جز غم دلبستگي ما


یا مهدی

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

          چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن

          خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته نه

          ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

         صبح رفت ، ظهر رفت ، غروب شد نیامدی

جمعه 1388/03/08  توسط سعید  |

 

نشانه


مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد
رئیس هیئت مدیره مصاحبهش کرد و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین.و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد.نمیدونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه.تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت.در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایهش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت.مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه.در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد.به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ....
پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آیندهی خانوادهش برنامه ربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»
نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:
آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت

جمعه 1388/03/01  توسط سعید  |

 

 



من سعید 19ساله دانشجوی کامپیوتر تو تهران تو یه روز خیلی مبارک یعنی عید قربان این بچه متولد شد خوشحال میشم اگه در به ثمر رسوندنش منو یاری کنی
saeed_0483@yahoo.com

 

 

وقت خوشبختی کی است؟
سخنان جالب و آموزنده
عزدواج!(دست نوشته های بزرگسال نابالغ)
تفلد تفلد
داره یک سال میشه
معجزه ی روبان آبى
داستان کوتاه عشق و زندگی
لبخندی که زندگی ام را نجات داد!
جملات فوق زیبا از امام علی
خبر آمد خبری در راه است...

 

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387

 

 

سوترای عاشقانه
چک نویس
*•ღ☆ஜعشق بازی ما جووناஜ☆ღ•*
ღ••●*فانوس عشق*••●ღ
من وتو
خاطرات لیدی
يك قدم تا تو
ღღ کلبه ی تنهایی ثریا ღღ
سرزمین پروانه ها
عشق هرگز نمي ميرد
×××شب های بارانی×××
این دل ما که دیگه دل نیست...
کاریکلماتور
SIMORGH
(((...سوگند عشق...)))
وبلاگ تخصصی فیزیک و اختر فیزیک
"یالقوزآغاج"
آزادی در تنهایی(باغچه کوچک تنهایی)
طنز نوشته های مینی پاترول
كوچه پس كوچه هاي عشق
تنهاترین
*ღ*امـير پسر جيگوله *ღ*
عاشقان و طرفداران داریوش
عشقولانه دلنوشته
كوچه پس كوچه هاي عشق
شیوانا
تنها کسم R
سخن عشق
بانوي فانوس به دست
!__-دوره هم جمعیم تا بخندیم-__!

 

فروم روزگار جوونی (بحث های اعتقادی نو)

 

RSS 2.0